تبليغاتX
كلبه عشق
كلبه عشق
رهگذر احساس
دری از کلام
زیباترین عکس ها در اتاق تاریک ظاهر می شوند...

پس اگر در لحظات تاریک زندگی قرار گرفتی بدان که

خدا می خواهد یک عکس  قشنگ ازت  بگیرد...


**********************************************************************
دوست داشتن این نیست که باهم زیر باران خیس شویم

دوست داشتن این است که در زیر باران یکی برای دیگری چتر بگیرد

ودیگری هرگز نفهمد که چرا خیس شده است...

|+| نوشته شده توسط آريا در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 ساعت 14:8 |

سخت است شكيبايي ديدار تو اما...
سلام دوستان عزيزم.
فصل امتحانات است و من چندوقتي نمي توانم وبلاگ را آپ كنم . اميدوارم مرا ببخشيد . در اولين فرصت آپ مي كنم. منتظر پست هاي جديد باشيد . سال نو خوبي را براي همتون آرزومندم. راستي نظرات قشنگتون فراموش نشه. به اميد ديدار
|+| نوشته شده توسط آريا در جمعه بیست و سوم فروردین 1387 ساعت 6:4 |

نوروزتان پیروز
|+| نوشته شده توسط آريا در پنجشنبه یکم فروردین 1387 ساعت 16:17 |

چند حرف ناگفته...
سلام دوستان عزیز و گرامی که مثل همیشه این کلبه را منور می کنید.

سال نو بر همه ی شما مبارک باشه . دیروز که برای خرید در خیابان می رفتم ، این همه زیبایی و جذابیت طبیعت روحم را تازه کرد. اما می دونید چی ناراحتم کرد. دعوای دو تا از همشهری ها در این همه زیبایی و تازگی . من نمیدونم اگر ما انسانها یه کم گذشت و مهربونی مون بیشتر بود چه می شد؟
یک نگاهی به این آسمون بیندازید. ببینید چقدر سخاوتمندانه خودشو نشون می ده. چقدر سخاوتمندانه بارون و برف هدیه می ده. به زمین نگاه کنید . با هر دونه ی گندمی که می کاریم یه خوشه گندم هدیه می ده. همه چیز در طبیعت سخاوتمندانه است. پس چرا ما انسان ها در این دنیای فانی یه کم از طبیعت یاد نمی گیریم؟ چرا نباید خشم خودمون را فرو ببریم و هزاران چرای دیگر . واقعا چرا؟؟؟؟؟

به نظر شما چرا بعضی آدما اینقدر بی رحمن؟؟؟؟

باور کنید نمی خواستم در این سال نو خاطرتون را مکدر کنم اما اینها حقیقت هایی هستند که باید سرانجام باهاشون روبرو بشیم . امیدوارم که در سال نو دل هیچکس را نشکنیم. یه کم گذشت داشته باشیم و مثل آینه صاف و پاک باشیم.

امیدوارم سالی سرشار از نشاط و موفقیت داشته باشید و در پناه عشق پاینده باشید.



|+| نوشته شده توسط آريا در پنجشنبه یکم فروردین 1387 ساعت 15:44 |

شعري ازخودم ... عشق تو
حال من بيمار و مست از عشق تو                                          عشق تو در خاك باير ريشه كرد

من نگويم دل زخود رسوا شده                                               نقش تو جان و دل عاشق پيشه كرد

با نگاه مهربان و مست تو                                                      در فراقت ناتوان انديشه كرد

لاله ي بستان تو بودي عطر تو                                                 ريشه ي عشق مراهم تيشه كرد
|+| نوشته شده توسط آريا در پنجشنبه یکم فروردین 1387 ساعت 3:27 |

12 روش حیرت انگیز برای جذب دیگران....
اول شما...

سلام دوستان گلی که به این وبلاگ سر میزنید. یک تشکر ویژه هم از دوستان عزیزی که این وبلاگ رو لینک کردند.
فقط یه حرفی داشتم و بعدهم بریم سراغ این پست فوق العاده. دوستان عزیز خواهش می کنم اگه از این وبلاگ دیدن می کنید و از مطالب آن خوشتون میاد یک نظر کوچولو هم بدید. واقعا خوشحال می شوم. به هر حال این نظرات سبب بهبود کیفیت این وبلاگ می شود. در ضمن من هرکسی را که تا الان نظر داده لینک کردم. خب بعضی از دوستان زحمت کشیدند و این وبلاگ را لینک کردند و کسانی هم که تا الان لینک نکردند می ذاریم رو حساب اینکه هنوز به وبلاگشون سر نزدند.

به هر حال متشکرم.

و اما... ___________________________________________________________________

و اما این پست. خب عزیزان مطئنم که شما هم بعضی اوقات در این اندیشه هستید که چگونه دیگران را جذب کنید. این پست با همه ی پستهای قبلی فرق دارد . به خاطر اینکه در 12 روش مهارت چگونه جذب کردن دیگران را آموزش می دهد. من خودم این 12 راه را استفاده کردم و باورتان نمی شود چه نتایجی داشت.
برای خواندن این پست ادامه ی مطلب را کلیک کنید.

ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط آريا در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386 ساعت 10:42 |

20 راز سعادت...
1-راز سعادت در این است كه كاری كه به تو واگذار شده دوست بداری.

2-دنیا اطاق انتظار سعادت است، همه در این اطاق جمع می شوند ولی به كمتر كسی اجازه ملاقات داده می شود.

3-سعادتمند كسی است كه به مشكلات و مصائب زندگی لبخند زند.

4-سعادت مانند هر فضیلتی از دو چیز به وجود می آید: صرفه جویی و كوشش.

5-سعادتمند كسی است كه در هجوم و مقابله ی مصائب خود را نبازد.

6-سعادت انسان در كار ، تفكر و سعی در حفظ شرافت و تقوی است.

7-سعادتمند كسی است كه از هر خبط و خطایی كه از او سر بزند تجربه ای جدید به دست آورد.

8-سعادت دیگران قسمت مهمی از خوشبختی ما است.

9-سعادت نتیجه یك زندگانی عقلانی است.

10-سعادت جامعه به مراتب مهمتر از سعادت فرد می باشد.

11-سعادتمند و عاقل كسی است كه صبح هنگامی كه از خواب بر می خیزد به خود بگوید : من خوشبختم.

12-سعادت یك ملت آن قدر كه به سجایای اخلاقی و قوای روحی او بستگی دارد به سایر عوامل مادی مربوط نیست.

13-سعادت در سلامت نفس و بی آزاری است و محل آن نیز در افكار و گفتار و رفتار خودمان است.

14-سعادتی بالاتر از این نیست كه آدمی بتواند حق و باطل را از یكدیگر تمیز بدهد و دل و جان را به نور معرفت روشن سازد.

15-ظالم از سعادت حقیقی دور ،و به شقاوت ابدی نزدیك است.

16-هركس در طب خیر و سعادت دیگران باشد، بالاخره سعادت خودش را هم به دست خواهد آورد.

17-شادمانی و نیكبختی ما غالباً بسته به مهر و صفایی است كه با دیگران داریم.

18-حُسن شهرت و نام نیك بزرگترین سعادت هاست.

19-فقط عدالت است كه می تواند عامل خوشبختی شود.

20-خوشبخت ترین افراد كسی است كه فضیلت دیگران را قدر بداند و از خوشبختی دیگران نیز احساس مسرت كند.

|+| نوشته شده توسط آريا در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 ساعت 21:5 |

جمله های خواندنی...

·                بگذار اول کسانی بروند که راه بلد هستند.

· کسانی خوشبخت هستند که فکر و اندیشه شان به سوی چیزی غیر از خوشبختی خودشان است.

· اگر جوانان ،دانش و پیران قوت داشتند همه چیز روبراه می شد.

· با پدر و مادر خویش چنان باش که از فرزندان خویش طمع داری که با تو باشند

· روی زمین چیزی بزرگتر از انسان نیست و در انسان چیزی بزرگتر از فکر او

· چیزی ساده تر از بزرگی نیست .آری ساده بودن همانا بزرگ بودن است.

· زندگی بسیار مسحورکننده است.فقط باید با عینک مناسبی به آن نگریست.

· اگر می خواهی زیاد عمر کنی در جوانی پیرشو.

|+| نوشته شده توسط آريا در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 ساعت 20:49 |

داستانک... حسرت

مُشَماع میوه های شسته را روی میز ضیافت از ظرف یکبار مصرف باز کردند.چشمانش به گیلاس های سیاه افتاد و خیارهای سبز قلمی و یک عدد موز رسیده و درشت و خالدار .یک آن به یاد بچه اش افتاد که موز را بسیار دوست می داشت.و ای کاش اینجا بود و موز را پوست می کند و میداد به دستش. آهسته درحالی که زیر چشمی همه ی نگاه ها را زیر نظر داشت زیپ کیف را باز کرد و چشم میهمانان را که دور دید موز را در یک چشم به هم زدن داخل کیفش انداخت و زیپ آنرا بست.

 نویسنده: عبدالحمید حسین نیا

|+| نوشته شده توسط آريا در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 ساعت 20:46 |

Song
You say you love; but with a voice 
      Chaster than a nun's, who singeth 
The soft vespers to herself 
   While the chime-bell ringeth—
      O love me truly! 

You say you love; but with a smile 
   Cold as sunrise in September, 
As you were Saint Cupid's nun, 
   And kept his weeks of Ember— 
      O love me truly! 

You say you love; but then your lips
   Coral tinted teach no blisses,
More than coral in the sea—
   They never pout for kisses—
      O love me truly! 

You say you love; but then your hand 
   No soft squeeze for squeeze returneth;
It is, like a statue's, dead,—
   While mine to passion burneth—
      O love me truly!

O breathe a word or two of fire! 
   Smile, as if those words should burn me,
Squeeze as lovers should—O kiss 
   And in thy heart inurn me—
      O love me truly!
|+| نوشته شده توسط آريا در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 ساعت 15:8 |